محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6182

تاريخ الطبرى ( فارسي )

قطربل برون شدند و برفتند و تركان را دشنام همىگفتند تا از قطربل گذشتند ، گروهى از تركان تيرانداز در زورقها به طرف آنها عبور كردند كه يكيشان را كشتند و ده كس از آنها را زخمدار كردند . عياران سنگ بسيار به آنها افكندند كه سوى اردوگاهشان بازگشتند . پس از آن ينتويه به خانه ابن طاهر احضار شد كه به او دستور داد كه جز به روز پيكار برون نشود و بازوبند گرفت و دستور داد پانصد درم به او بدهند . چهارده روز رفته از ربيع الاول اين سال مزاحم بن خاقان از ناحيهء رقه بيامد . به سرداران و بنى هاشم و متصديان ديوانها دستور داده شد از وى پيشواز كنند ، ياران وى از خراسانيان و تركان و مغربيان نيز با وى آمده بودند كه نزديك هزار كس بودند و از هر گونه لوازم پيكار همراه داشتند . وقتى وارد بغداد مىشد وصيف به طرف راست وى بود و بغا به طرف چپ وى ، عبيد الله بن عبد الله طاهرى به پهلوى چپ بغا بود و ابراهيم بن اسحاق پشت سرشان ، مزاحم با وقارى نمايان بود ، وقتى رسيد هفت خلعت به او داده شد ، با يك شمشير . به هر يك از دو پسرش نيز پنج خلعت دادند ، آنگاه دستور داده شد كه سه هزار كس از سوار و پياده براى وى معين شود . معتز ، موسى پسر اشناس را به همراهى حاتم بن دواد با سه هزار كس از سوار و پياده فرستاد كه مقابل اردوگاه ابو احمد بر سمت غربى بر در قطربل اردو زد ، يك روز رفته ( 311 از ربيع الاول . يكى از عياران به نام ديكويه برون شد بر خرى . نايب وى نيز بر خرى بود ، با سپر و سلاح بودند . عيارى ديگر در سمت شرقى برون شد به نام ابو جعفر معروف به مخرمى با پانصد مرد با سلاح تمام كه سپر داشتند با حصيرهاى قيراندود ، شمشيرها و كاردها به كمرهايشان بود ، كافر كوب نيز همراه داشتند . وقتى سپاه آمده از سامرا به نزديك سمت غربى رسيد ، محمد بن عبد الله با چهارده كس از سرداران خويش بر نشست با لوازم كامل ، از سفيدپوشان و تماشاييان